به نام خداوند عشق و دوستی
سال نو را به همه شما آشنایان و دوستان عزیز تبریک گفته و برایتان سالی پر از شادی و بهروزی آرزومندم.
این برای چهارمین بار است که عید نوروز در عسلویه ماندگار شدم نمیدونم انگار طلسم شده ام و یا ... بگذریم
چند روز پیش شبکه بی بی سی فارسی گزارش جالبی از مسعود بهنود درباره موسیقی اصیل در طی سالهای ۵۰ -۵۷ پخش کرد که خیلی زیبا بود. مصاحبه های مسعود بهنود با احمد عبادی٬ غلامحسین بنان٬ ادیب خوانساری و سایه واقعا شنیدنی بود.
جای چنین برنامه هایی در تلویزیون ایران بسیار خالی است. من نمیدانم تا کی با موسیقی چنین جفاکارانه برخورد خواهدشد و آیا روزی می رسد که ما ایرانیان هنر دوست شاهد چنین برنامه هایی از رسانه ملی (!) خودمان باشیم.
با آرزوی سالی خوش و خرم برای همه ایرانیان
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 23:10  توسط
|
با سلام و عرض تسلیت به مناسبت ماه محرم به همه دوستداران و پیروان سرور آزادگان جهان حسین بن علی ( ع )
آرزویم این هست که ما ایرانیان همانطور که بزرگان دین خود را ارج می نهیم و گرامی میداریم به شخصیتهای ملی خود نیز توجه داشته باشیم
از عارفان و شاعران و دانشمندان گرفته تا چهره های سیاسی معاصر و ...
از یاد نبریم تاریخ ایران پیش از اسلام که بزرگانی همچون کورش و داریوش شهریاران آن مرزو بوم بودند و الی ...
اما بمناسبت این روزها یاددو جمله پر معنی از امام حسین افتادم که دوست دارم با شما عزیزان در میان بگذارم:
۱- چگونه بر بتهای مرده سنگ بیندازم در حای که بت های زنده روی زمین راه میروند
۲- مرگ بر فرزند آدمی همچون گردنبندی زیباست بر گردن دختری جوان ( هنگامی که به سوی کربلا می رفت فرموده اند )
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 11:9  توسط
|
دیروز داشتم به آلبوم زیبای با ستاره ها گوش می کردم . اولین تصنیف این آلبوم غزلی است زیبا از شاعر معاصر هوشنگ ابتهاج:
چه غریب ماندی ای دل! نه غمی، نه غمگساری
نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری
چه چراغ چشم دارد از شبان و روزان
که به هفت آسمانش نه ستارهای ست باری
دل من! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی
چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری
نرسید آن ماهی که به تو پرتوی رساند
دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری
همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد
دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری
سحرم کشیده خنجر که، چرا شبت نکشتهست
تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری
به سرشک همچو باران ز برت چه برخورم من؟
که چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری
چو به زندگان نبخشی تو گناه زندگانی
بگذار تا بمیرد به بر تو زندهواری
نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم
منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری
سر بیپناه پیری به کنار گیر و بگذر
که به غیر مرگ دیر نگشایدت کناری
به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها
بنگر وفای یاران که رها کنند یاری
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 14:29  توسط
|
مصیبت وارده به دوست عزیز مان آقای علی باقری سعید را خدمت خانواده محترم تسلیت عرض نموده و از خداوند منان آمرزش آن مرحوم را مسئلت می نماییم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 1:28  توسط
|
اینروزها با یک سایتی آشنا شدم که مرا به شوق آورد.چون به زبان مادری ام - ترکی - بود برخی از لطایف آنرا خواندم و حظ فراوان بردم .
www.varliginsesi.com
برخی از مطالب آنرا اینجا می آورم باشد که خوشتان بیاید.مرا از کامنتهای دلگرم کننده تان بی بهره نگذارید.
یاشاسین آذربایجانا و اونون گوزل طبیعتی نه
ناغيللار و لطيفه لر (1)
يالانچي لار :
بيرگون بير يالانچي بير مجلسده دئدي كي منيم دده مين بير طويله سي وار ايدي.اوطويله ائله بؤيوك ايدي كي آت طويله ني بو باشيندا بوغاز اولسايدي او باشا يئتيشه نه تك دوغاردي .
بيري ده يئردن قووزانيب دئدي :
-او كي بير زاد ده ئيل منيم دده مين بير اوزون آغاجي ( كارواشان ) وارايدي هر واقت گؤي بولوت اولسايدي او آغاجي اوزاديب بولوتلاري داغيداردي .
اولكي يالانچي دئدي :
په آتووينان يالان صاحابي . . . او يئكه ليكده آغاجي هارا قوياردي ؟
ايكينجي يالانچي دئدي :
سنين دده ن طويله سينه .
بيرگون بير يالانچي دئدي :
منيم آتام مسگر ايدي . بير يول بير قازان قاييتديردي كي 40 نفر اونون ايچينده چكوش ووروردولار اما سس لري بير – بير لري نين قولاغينا يئتيشميردي .
بيرنفر دوروب دئدي :
- اولاردا... مومكون دور ! منيم ده آتام اكينچي ايدي. بينه (چوغوندور) اكردي. بوچوغوندورلارائله يئكه اولاردي كي، بير يول بيريني چيخارتماغا اه للي بؤيون كه ل گاميش باغلاديلار.
بيرينجي يالانچي دئدي :
آخي بو يئكه ليكده ده يالان اولار . . .؟ او يئكه ليكده چوغوندورو هارادا پيشيريرديلر .
ايكنجي يالانچي دئدي :
سنين دده ن همان ميس قازانيندا .
(!)آذربايجان فولكلوري صحيفه 587 – يازاني ميرهدايت حصاري
موللا نصرالدين باره ده ده لطيفه لردن نمونه : (1)
بير گون موللا نصرالدينين ائويني اوغر وورموشدو .
سحر قونشولار ييغيليب موللاني دانلاماغا باشلاديلار . بيري دئدي :
مولا ! نييه قاپيني مؤحكم باغلاماميشدين كي اوغرو آچا بيلميه .
بيري دئدي :
كيشي سن نئجه ياتميشدين كي اوغرو گليب بيلمه ميسن ؟
بيري دئدي :
كيشي سن نييه قيمتلي شئي لري بير يئرده گيزلتمه ميشدين ؟
هره بير سؤز دئديكده موللا دئدي :
بس معلوم اولالي اوغرونون هئچ گناهي يوخوموش هامي تقصيرلر مندن ايميش .
تورك ديلينده مثللر :
تازيه ديير دوت داوشانه ديير قاچ .
تازينين هيزليقيندان داوشان سامانليقدا بالالار .
تاي توشوي باب ايله گوره ن ديسون هابيله .
تركمان آتيدور همي آخوردان يير همي توربادان .
تفنگين دولوسيندان بير نفر قورخار بوشيندان ايكي نفر .
تك الدن سس چيقماز .
تكه ني دينگيلده ده ن داشاقلاريدور .
تله دن سيچريان تولكي بيرده تليه دوشمز .
(1) آذربايجان فولكلوري – يازاني. ميرهدايت حصاري
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 11:40  توسط
|